برای شروع لازم است در مورد مسائلی که به ترتیب عنوانهای آنها قید می شود … علاوه بر توضیحات این مقاله مطالعه وسیع و مداومی نیز داشته باشید
البته لازم به ذکر است که فرض این مقاله بر این است که مشتری یا خود شما امکان و یا به صرفه بودن تولید نرم افزار را براورد و درمورد ان مطمئن هستید.
حل هر مسئله و خصوصا برنامه های کامپیوتری مستلزم گذراندن ۵ مرحله است که در شکل نشان داده شده است

همانگونه که از شکل مشخص است هرچه ۴ مرحله اول دقیق تر انجام شود احتمال تکرار مراحل قبلی کمتر و بالطبع زمان و در پی ان هزینه تولید نرم افزار کاهش می یابد . در میان ۵ مرحله تحلیل مهمترین بخش است چراکه تعریف صورت مساله در تحلیل انجام میشود. نمی خواهم بحث را طولانی کنم .فقط این قضیه را خاطر نشان می کنم که اهمیت “تحلیل ” بقدری زیاد است که در خارج از کشور شرکتها ی تولیدکننده نرم افزار حتما داراری چندین تحلیلگر ماهر هستند که از ابتدا تا انتهای پروژه هدف پروژه را کنترل و مسیر انرا اصلاح میکنند.
بعنوان یک حاشیه می توان زمانبندی ۵ مرحله را نیز بصورت زیر ترسیم نمود که با مراجعه به کتابها و نرم افرارهای مختلف می توانید این نمودار را دقیق تر کنید .

“فهم مساله نیمی از حل مساله می باشد”
شما تاوقتی که خودتان ندانید چه می خواهید انجام دهید نخواهید توانست مساله را حل و بالطبع دیگر اعضای گروه را رهبری کنید .
پس قدم اول شناخت صورت مساله است .هدف از انجام این قدم را می توان پرداختن به ۴ موضوع زیر دانست
تعیین اطلاعاتی که قابل مکانیزه کردن می باشد
افرادی که لازم است با این ابزار(نرم افزارها) کار کنند.در پروژه های بزرگ این مسئله شامل سلسله مراتب اولویت افراد نیز می گردد
انتخاب نمونه های اصلی برای کار روی انها(فرمها پرونده ها اسناد و غیره…….)
میزان گستردگی نمونه های انتخاب شده و همچنین کاهش میزان پیچیدگی نرم افزار در موارد کم اهمیت
برای انجام این کار راههای متععدی وجود دارد مانند :
مصاحبه : با یک یا چند کارشناس مسلط به کار (هر چند درکی از کامپیوتر نداشته باشند) صحبت کنید . این کار را گاه لازم است بطور مداوم تکرار کنید تا مطمئن شوید که می دانید چه می خواهید .
فرمهای نظر سنجی : ممکن است برنامه ای قبلا نوشته شده باشد و یا ذهن یک جامعه (منظور مجموعه ای از افراد است ) نسبت به یک مسئله روشن باشد ، بهتر است نظر انها را در مورد نواقص سیستم قبلی(حتی ممکن است سیستم قبلی یک سیستم دستی باشد) و یا پیشنهاد سیستم جدید بدانید .
مرور انچه که هست : برخی موارد (بجز مواردی که یک نرم افزار خاصی وجود دارد ) می توانید با مراجعه به انچه انجام شده(نرم افزارهای قبلی) به بررسی نقاط ضعف و قوت نرم افزارها بپردازید و از این راه تحلیل خود را محکم تر کنید
مشاهده عینی : بایستی بطور مداوم با حضور در محل روند کار وانچه گفته می شود را با انچه می دانید ترکیب و مقایسه کنید تا بتوانید به نکات ریز و ظریفی که وجود دارد پی ببرید . گاه نکته ای که از دید کارفرما بدیهی است از دید شما ناشناخته است
عکسبرداری و فیلمبرداری و یا ضبط صوت : انسان هیچگاه نمی تواند به حافظه خود جهت یادآوری اتکا کند . بهتر است از این سه ابزار ساده و ارزان قیمت ( در مقایسه با نتایجی که بدست می آورید ) استفاده کنید تا در هنگام تحلیل بتوانید با مراجعه مکرر امکان خطا را کاهش دهید
ثبت انچه بدست می اورید : مطالبی که شما جمع اوری میکنید دارای ارزش زیادی هستند . انها را بطور مداوم دسته بندی و یادداشت کنید . اینکار باعث می گردد تا اولا براحتی در مراجعه بعدی مطلب را پیدا کنید و ثانیا با حذف یک شخص خاص از پروژه (اخراج ، عدم تمایل به کار، بیماری و یا ….) کل پروژه از کار نیفتاد
همانگونه که می بینید در این مورد این مساله نکات ظریف بسار زیاد است .
از جمله تجربیاتی که من در حین کار متوجه شدم اینست که وقتی من میتوانم بگویم یک تحلیل جامع و کامل ارائه کردم ویا در واقع صورت مساله را فهمیدم که بتوانم تک تک کارهای مشتری را در سیستم دستی بدون اشکال خودم انجام دهم .
البته در حین مراحل تحقیق چند نکته را از یاد نبرید
پررو باشید : از سه عامل پول ، پارتی و پررویی اگر دوتای اول را ندارید حداقل سومی را داشته باشید . البته این به معنای بی ادب بودن نیست بلکه به معنای سمج بودن یا در اصطلاح ادبی “پشتکار داشتن ” برای دست یافتن به مطلب مورد نظر است
ایجاد وحشت نکنید : با فیلمبرداری و ضبط صدا و یا حتی یادداشتها کاری نکنید که کارمندان احساس کنند شما درحال جمع اوری مدرک علیه او هستید
یک تحلیل گر علاوه بر ارائه انچه که وجوددارد باید بتواند راهکارهای اصلاح سیستم فعلی را نیز ارائه کند که به این مقوله در بخش بعدی خواهیم پرداخت
دیدگاه خود را بیان کنید.
باید وارد سایت شده باشید برای دیدگاه دادن